شوبرت های سیاه و سفید چشم بسته.

یک چیزی هست که من نمی فهمم. آقا جان من هم ساز می زنم. از پنج سالگی و خیلی قبل از اینکه بتوانم نوشته های معلمم را بخوانم حتی. خیلی های دیگر هم میزنند توی این دنیا. زودتر از من هم دست به ساز شدند. خیلی های دیگر هم هستند که بهتر از ما می زنند و نصف ما هم سن ندارند. همین چین را ببین. لامصب ها نمی دانم چی توی ژن شان هست که دست به هرکاری می زنند خوب می شوند. حالا سؤالم اما ... چرا انقدر مغرور می شوند این نوازنده ها؟ فکر می کنند کی هستند مگر ؟ غیر از این است که اکثرا هیچ کار دیگری بلد نیستند در زندگی؟ چنان ژست می گیرند که آدم حس می کند روزی سه نوبت سوناتا بیرون میاید از گوارششان. فکر می کنید چهار تا لباس شرقی و ژست های متعدد ما را خر می کند؟ جمع کنید این بساط مسخره را. آدم اگر کارش خوب باشد نیاز به تبلیغ های این طوری و نمایش ندارد. نیاز به عکس با چشم های بسته در حال ساز زدن ندارد. با دیدن این عکس ها ما فکر نمی کنیم شما در حال معاشقه با موسیقی هستید. ما با دیدن این چیز ها خر نمی شویم. فقط سازت را بزن تا بگوییم چند مرده حلاجی. نقطه.

/ 0 نظر / 20 بازدید