تکه تکه ام را عوض کنید لطفا.

دلم می خواد ویولن بزنم. خفن. پیانو بزنم. آهنگسازی هم با خودم و ضبط کنم. حتی بخونم گاهی اون وسط هاش. 

دلم می خواد نویسنده باشم. داستان کوتاه بنویسم. یهویی مثل رسول یونان معروف شم. ملت با نوشته هام عاشقی کنن. تخلیه کنم خودم رو تو کلمات.

دلم می خواد مخترع/کاشف باشم. از اون مدل هایی که حس کنم به درد این دنیا می خوردم حداقل. بی خود به دنیا نیومدم و جای یه بهتر از خودم رو نگرفتم.

دلم می خواد یه جور دیگه ای بود ظاهر ام. از اون ها که هی هر روز یکی بهم با طعنه نگه چاقی. که خودم جلوی آینه از خودم بدم نیاد. که صورتم جوش نمی زد. که موهای جلوی پیشونیم انقدر نریخته بود. 

دلم می خواد یکی بود که می فهمید من رو. خودم رو. که نخوام واسش توضیح بدم حس هام رو هی. که وقتی می دیدمش دلم هری می ریخت پایین و قلبم تند تند می زد. که شب ها قبل خواب باهاش حرف می زدم  و به فکرش می خوابیدم.

دلم می خواد انقدر تنبلی نمی کردم. صبح ها زود پا می شدم و ورزش می کردم. به خودم و سر و صورتم می رسیدم. می رفتم سر کار و از هیچ کس هم نمی خوردم. بس که اعتماد به نفس بیشتری داشتم. که میومدم خونه و غذا می پختم برای مخاطب خاص نداشته و با هم شب ساز می زدیم و کتاب می خوندیم و بحث های علمی می کردیم. که شب معاشقه می کردیم و بیشتر از حرف زدن حس می کردیم. شب هم انقدر ستاره ها رو نگاه می کردیم تا خوابمون ببره.

دلم می خواد این ها رو و این ها من نیستم. 

/ 1 نظر / 20 بازدید
دوست قدیما

وای که چقدر شبیه من بود این نوشتت!