می خواهم...

می خواهم سرم را به دیوار بکوبم. می خواهم همه چیز را از بین ببرم. همه کس را در دلم بسوزانم. شاید می خواهم همه را به یک لبخند گرم دعوت کنم. نه. می خواهم به یک لبخند گرم دعوت بشم! می خواهم برای یکبار هم که شده کسی درکم کند. می خواهم از روز اول به دنیا نیایم. می خواهم حرف های نگفته ام را فریاد بزنم. می خواهم دستم را به سوی ماه دراز کنم. می خواهم شاخه  گلی بدهم. می خواهم برای همیشه فراموش شوم.البته خواستن هدفش ساختن که نیست. هدفش ...

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
مریم

مثل همیشه جالب و خوندنی

پارميدا

سلام لادن نوشتت جالب بود نميدونم چی بگم...جداً نميدونم کاشکی ميشد زمانو برگردوند عقب مطمئنم خيليا شايدم همه اينو بخوان من يکی که خيلی دلم ميخواد

نسیم

منم خيلی روزا فکر کردم کاش به دنيا نمي اومدم! ولی روزايی که زندگی قشنگه خوشحال ميشم که بعضی چیزایی که می خوام نشدنیه!‌

مهرنوش

من فقط يه آغوش گرم می خوام که توش گريه کنم ولی بازم گرم بمونه . توش بخندم بازم گرم بمونه... می دونم چيز زياديه من هر روز خدا رو شکر می کنم که خوشبختم حتی اگر بعضی چيزا رو که می خوام زود به دست نمی آرام ولی بازم (( خدا جون مرسی چون من خيلی خوشبختم))