دیگه خدا هم با ما شوخی می کنه...!!!

دیشب رفتیم تئاتر ... سمفونی درد... بد نبود. شاید برای من و هم سن های من یک ذره سنگین میزد... اما در کل به قول مینا نمایش نامه نویسش مشکلات روحی و روانی داشت...

بهتون هم پیشنهاد می کنم برید و هم پیشنهاد می کنم نرید... آخه بستگی به نوع آدمش داره...  ولی در کل دیدنش بهتر از ندیدنشه...

از  پس پریشب تا حالا دارم به این موضوع فکر می کنم که  تا حالا برای شما  پیش اومده که ببینید  بعضی چیز ها دقیقا بر خلاف اون چیزی که فکر میکنید پیش میره؟!؟ من که در این هفته ی گذشته ۴ تا از این اتفاقات برام افتاده... اون هم ۴ تا از  گنده هاش!

والا خودم هم موندم چی کار کنم... همه ی این ها یک جور حال گیریه... اصلا همه ی آدم ها ( شاید همه هم نه، اما بیشترشون!!!) خلق شدند که حال تو رو بگیرند.. حتی احساس می کنم خدا  هم می خواد حاله من رو بگیره...اون هم بدفرم!!! 

ولی  خودمونیم...این جوری هم زندگی بد نمی شه. همش آدم در هیجان به سر می بره!!! همش داره سورپریز میشه...  به هر چی که توجه نمی کنه، سرش میاد و برای هر چی که برنامه ریزی می کنه ، به صورت خیلی جالبی به کل از داستان زندگیش کنار میره!  بعد از این ماجراها من که همش منتظر یک اتفاق جدید و هیجان انگیز دیگه هستم...

به نظرتون ۵ امیش  چی میتونه باشه!؟!؟

/ 7 نظر / 5 بازدید
اميد

با عرض سلام خدمت لادن دوست عزيزمان راستش کلی صبح حدودآ ۱ ساعت مشغول کامنت گذاشتن برای شما بودم در هنگام ارسال کامپيوترم هنگ کرد حالمو خيلی گرفت کلی به کامپيوترم لعنت فرستادم و هر کاری کردم ديگه حال و حوصله دوباره نوشتن نداشتم ولی عصر دوباره شروع بنوشتن کردم راستی خيلی خوشحال شدم وقتی خواندم که رياضی۱ نمره پاسی گرفتی چون درس مهميه من نمی دانم رشته شما چييه؟رشته من مهندسيه عمرانه و درس رياضی۱ برای ما خيلی مهم بود چون پيشنياز دروس تخصصيه ترم بعد بود و اگر می افتاديم دقيقآ ۱ ترم عقب می افتاديم و ترم بعد واحد تخصصی نمی توانستيم برداريم راستی اين درس برای شما هم همين حکم داره؟ من متاسفانه وبلاگ ندارم تابستان مي خواستم با کمک برادرم وبلاگ درست کنم ولی پروژه های دانشگاهيم (۳ پروژه تخصصی فولاد و بتن و راهسازی که پروژه فولادم تقريبآ ۱۱۰۰ صفحه پروژه بتن تقريبآ ۱۴۰۰ صفحه و پروژه راهسازی تقريبآ۲۰۰ صفحه که تقريبآ ۹۰ درصد انها را دستی نوشتم) ديگه وقتی برايم نماند خيلی دوست داشتم وبلاگ داشتم يا ب يکی شريکی وبلاگی راه ميانداختم و از اين جور کارها متا سفانه فعلآ موفق نشدم

اميد

شنيدم خانوم هوشيار گفته ۳ نفر افتادن از تمام وجود و از صميم قلب ارزو می كنم لادن خانوم شما جز ان ۳ تا نباشيد و با اميد خدا و تلاش زياد خودتان اين درس كه زياد مهمم نيست نمره پاسی بلكه بيشتر از ان نمره ماكسيموم دانشگاه بگيری به اميد ان روز راستی اگه همه درساتو پاس كردی مخصوصآ فيزيك شيرينی يادت نره قول می دی؟

لادن

اولا ٬ مرسی از اين که دوباره کامنتت رو نوشتی . ثانيا من گفتم دو سوم يعنی ۳/۲ بچه ها يعنی حدودا ۶۶.۶ درصد بچه ها افتادند!!!اگر سه نفر افتاده بودند که غمی نداشتم! برای ما رياضی ۱ ٬ ۴ واحد حساب می شه... تقريبا برای ما هم خيلی مهمه!! خدا رو شکر از ۳۲ نمرم ۲۸.۵ شد!هنوز می تونم تا حدودی به خودم اميدوار باشم!

parmida

salam ladan jun.keife zendegi be hamin chizashe Dgeee ye chizayi oonjuri ke to mikhay nashe oonvaght hayejan peida mikoni majbur mishi az fekret estefade koni ta dorost koni hame chiooo.

اميد

اما اين موضوع راستش رو گفته بشم اصلآ از تئاتر خوشم نمي ايد و هرچي فكر مي كنم نمي دانم چرا اينقدر از تئاتر بدم مي ياد واقعآ نميدونم چرا؟؟؟؟؟؟(اين بگم كه تا حالا تئاتر نرفتم چون فكر مي كنم نمي توانم از ان لذت ببرم) و اما پنجمين اتفاق اميدوارم اتفاقي بسيار خوب براي شما باشه و با توكل بخدا شما را شاد شاد كنه و لادن سعي كن زندگي بخودت سخت نگيري و با ان كنار بيايي به ان لبخند بزني تا زندگي به شما لبخند بزنه تا راحتتر با مشكلاتش كنار ييايي و بتواني با قاطعيت و قدرت انها رو پشت سر بگذاري راستش لطف زندگي به همين هيجا ناتشه وگر نه زندگي يكنواخت و تكراري داشتيم و افسردگي سراغ تك تكمان ميامدو فكر نكنم كسي از هيجان بدش بيايداينطورنيست؟ به اميد روز? كه همه مرذم جهان و مخصوصآ مردم كشورم شاد و خندان و با هم مهربان مهربان و مهربان باشن

اميد

و اما خانوم هوشيار حدودآ ??? افتادن پس احتمالآ با يك? ديگر از عجايب خلقت طرفيم و اما بنظر من كه حدودآ ? سال در دانشگاه بودم(مخصوصآ دانشگاه خودم) ??? يك امار نرمال برا? اين استاد جايت خال? نمي دان? ما با چه اسطورههاي? طرفيم مثلآ ترم پيش درس مقاومت مصالح از ??? نفر حدودآ ??? نفر درس حذف كردن و از ?? نفر ? نفر ان هم با نمره(??و??و??)و بقيه حدودآ نمره انها بين ? بود تا ? و در اخر هم كه بقول? ارفاق كرد و رو نمودار برد ?? نفر پاس كردن و?? نفر ديگه براحت? افتادن نم? دانم چرا بعض? از استادا حت? برا? درسها? ابك? هم سختگير? ميكنند؟؟؟تازگ? مد شده هرك? بيشتر بندازه با كلاستر پيش بقيه استادا هم جلوه ميكنه و بقول? يچه ها بيشتر تحويلش ميگيرنو بيشتر بهش دكتر دكتر ميگن و شايد تو تهران و يا چه بسا تو ايران بگن فلان?....بله و قسمت? از ان تقصير ما بچه هاست يا ? سر? ميخوان استاد و دست بياندازند ميفهمه از همه انتقام ميگيره و بعبارت? تر و خشك با هم ميسوزن و اگر استاد? ???? پاس? دهد همه جا پر ميكنند فلان استاد گلابي و.....و ابرو? بيچاره پيش بقيه اساتيد ميبرن و ان با نمرهاش اقتدارشو نشان ميده بهمان راحت? بقول اس

لادن

اصلا غصه نخورين...خودتون رو ناراحت نکنین!!! چون امروز ۵ امی و ۶ امی و ۷ اميش با هم و با فاصله ی زمانی ۱.۳۰ یکبار اتفاق افتاد!!! فقط فردا خدا به دادم برسه که فکر کنم تا ۱۵ امی هم برسه!!!