پرچونگی محض!

دیدین چقدر تند تند آپ می کنم؟!!؟ والا خودم هم نمی دونم چرا... حوصله ام بدجوری سر رفته... همش آنلاین ام دیگه... می بینید که!

امروز بعد از ناهار نشستم نگار گری کردم... خیلی خوشگل شد... حالا اگه شد بعدا ازش عکس میگیرم و می زارمش تو ۳۶۰ ای جایی که ببینینش...

پس کی این دانشگاه شروع می شه؟ دلم گرفت انقدر تو این خونه موندم... همه ی بچه ها همش داریم دعا دعا می کنیم که زودتر این ترم جدید شروع بشه!

قدیم ها حداقل مینا بیکار تر بود و با هم می رفتیم بیرون... همش من رو می برد تو خیابون ها و این ور و اون ور می گردوند... باز اون موقع ها کمتر دلم می گرفت... ایشا.. کنکور جای خوبی قبول بشه... براش کلی دعا می کنم!

امروز بچه ها رفتند کوه... باز هم من نرفتم... نمی دونم چرا اما اصلا حتی با مامانم اینها صحبت هم نکردم! می دونی احساس می کنم این کوه رفتن ها بیشتر به این منظور بود که بچه ها با هم آشنا بشن... البته در کل نتایجش خوبه... خیلی ها که حتی سلام علیک هم نمی کردند الان رابطشون کلی خوب شده... هر چی فکر کردم دیدم که برای من  که فرقی نمی کرد..  از همون روز اول با همه راحت بودم... چه بچه های خودمون و چه سال بالایی ها...شاید به همین خاطر ِ که این دفعه هم نرفتم کوه...

چند روز پیش یک اینترنت نامحدود  یک ماهه بردم. کلی ذوق مرگ شدم... گذاشتمش دم عید که زیاد آنلاین می شم مصرفش کنم...

در دو ٬ سه شب قبل چند تا کتاب خوندم... یکیش نمایش نامه بود به اسم * داستان خرس های پاندا به روایت ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد * مال ماتئی ویسنی یک ٬ یکیش * عاشقیت در پاورقی * مال مهسا محب علی ٬  یکی دیگش یک مقدار از کتاب * کافه ی زیر دریا * مال استفانوبننی و چند تا داستان هم از کتاب  * مثل همه ی عصر ها * مال زویا پیرزاد

البته اصلا سبک داستان هایی که خوندم به هم ربطی ندارن ... همین جوری بیکار شدم هر کتابی که به چشمم خورد خوندم! اینجوری ها... بیکاری ِ دیگه!

خلاصه اینکه همش دارم پرچونگی می کنم اینجا! دیگه آدم وقتی حوصلش سر می ره  ٬ این حرف ها حالیش نمی شه که!

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Farshooshtar

قبول دارم.. مثل اينكه حوصله تون خيلي سر رفته بود . يعني چي؟ شوخي هنوز نيومده!... ببخشيد

سلام لادن وووووووووووووای اسفند ماه امتحان فوق امسال نرسيدم خوب بخونم همه وقتم صرف رفتن به کارگاه و سرو کله زدن با پيمان کارهها و کارگرها گذشت از بس بالا پايين ميشه ادم ديگه بعضی وقتها نای راه رفتن هم ندارم اما کلی کار ياد گرفتم چون وقتی برای اولین بار وارد کارگاه می شوی مي بينی تمام درسهايی که در دانشگاه با ان همه سخت گيريها (بعضآ صرف خودنمايی و اسم در کردن استاد) خواندی و با ذوق اینکه واحدشو پاس کردی ۹۸٪ اين درسها اصلآ بدرد نمی خوردن دنيای کار دنيايی ديگر است متاسفانه تمام دانشگاههای کشورمان از شريف گرفته تا ازاد و .... همه انها همين راه دارن من دليل اصلی پيشرفت نکردن کشورمان در صنعت اول مديريت ضعيف و بعد همين مسئله استبگذريم اميدوارم خواهرت امتحان فوقشو خوب بده جای خوبی هم قبول بشه

گل پر

هوم..خب کتابای خوبی بودن؟

اميد

سلام لادن وووووووووووووای اسفند ماه امتحان فوق امسال نرسيدم خوب بخونم همه وقتم صرف رفتن به کارگاه و سرو کله زدن با پيمان کارهها و کارگرها گذشت از بس بالا پايين ميشه ادم ديگه بعضی وقتها نای راه رفتن هم ندارم اما کلی کار ياد گرفتم چون وقتی برای اولین بار وارد کارگاه می شوی مي بينی تمام درسهايی که در دانشگاه با ان همه سخت گيريها (بعضآ صرف خودنمايی و اسم در کردن استاد) خواندی و با ذوق اینکه واحدشو پاس کردی ۹۸٪ اين درسها اصلآ بدرد نمی خوردن دنيای کار دنيايی ديگر است متاسفانه تمام دانشگاههای کشورمان از شريف گرفته تا ازاد و .... همه انها همين راه دارن من دليل اصلی پيشرفت نکردن کشورمان در صنعت اول مديريت ضعيف و بعد همين مسئله استبگذريم اميدوارم خواهرت امتحان فوقشو خوب بده جای خوبی هم قبول بشه

اميد

متاسفم ۲ بار فرستادم يادم رفته بود اسم بنويسم

اميد

راستی لادن خواهرت ميداند دانشگاه شريف برای فوق ليسانس کامپيوتر و عمران و مکانیک دانشجو ميگرفت اطلاعيه اش رو تو روزنامه همشهری ديدم کلاسهايش در جزيره کيشه و زبان تدرسشون هم انگليسيه من دوستم انجا فوق عمران می خوانه ميگه ۳ ميليون شهريه هر ترمشه ولس استاد هايش همه استادهای شريف هستند مدرک دانشگاه شريف هم ميده

حميدرضا

آقا ببین ! ! لادن ! اينايی که در مورد آبان و اینا نوشتی احیانا مشخصات خودت که نیس ؟ هان ؟ :دی

مهرنوش

اولین بتری یه دوست خیلی عزیز کتاب خرس های پاندا رو به من داد بعدش کلی حال می داد چون واسه حرفان دیگه نباید دنبال کلمه بگردی فقط با حست حرف " آ" رو بیان می کنی و ... راستی چی می خونی ؟

حميدرضا

پوف ! پووووووووووووووووف ! پوووووووووووووووووووف ! (تریپ مزاحم کامنتی !) - بالاخره یه جوری بايد جبران کامنتهای نذاشته رو بکنيم ديگه !

وحید

ولایت ما برق‌ش رو به زور داره، چه برسه به فوتبال و استادیوم و گزارش‌گر!