می دانم! فراموشی نيست...

به دقت گوش می دهم... صداها برایم آشنا هستند... اما وقتی نگاه می کنم میبینم هیچ کدام از صاحبان صداها را نمی شناسم...

حس می کنم دیگر هیچ کس را نمی شناسم... هیچ کس... حتی خودم.

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

ای ووووووووووو!!عجب خانم جنجال برانگيزی...

نيلوفر

يه سوال.نسيم چی چی گفت؟؟؟بری چی چی چک کنی؟؟؟(ها؟؟!!)

رهسپار

خواستم از تو بسرايم ........ اما .......

مهران

سلام لادم.زياد سخت نگير.تقارن بيش از حد هيچ خوب نيست. پست قبلی رو که خوندم ياد اين ترانه افتادم که پيرهنی که دوخته بودم اندازه تن تو شد... بازی نگاهها فقط هدفش وقت حروم کردنه. تقزيبا تمام پستهاتون رو خوندم انديشه و تفکر پيچيده ای دارين.يا بهتر بگم ديد نافذی دارين

مهران

آها در مورد آی پی.من يکبرنامه دارم که أي پی منو مخفی ميکنه . ميتونم حتی آی پی مجازی بدم.از آی پی و آی پی بازی خاطره خوشی ندارم.هر چيزی رو که به کسی ياد دادم عليهم استفاده کرد.نميدونم يا من مشکل داشتم يا سلکتم. به هر حال اينجوری تنها خيلی بهتر شدم

تراموا

شاید از مریدان شدی!

مهران

سلام پس اين آیپيم رو هم داشته باش دختر خوب اينهمه آیپی ريخته. به چه دردی ميخوره؟ اين که شما بر ميدارين آیپی آدرس جائيه که ازش اينترنت اشتراک مگيرين نه آیپی آدرس کامپيوتر شخصی من.تو ايران از اين جورچيزا ندازيم رشتتون چيه؟چی دارين ميخونين؟ من کامپيوتر خوندم.سال ۸۰ تموم شد.الانم درس ميدم.کامپيوتر البته.ممنون .خدانگهدار

جمعه سياه

سلام با يک داستان بروزم خوشحال می شوم که سری به ما بزنيد

مهران

خوشحالم. دانشجوی کجا هستين حالا؟