یکی دیگه سیب می خوره ، من باید جورش رو بکشم؟!؟!

اینجا کسی هست که بتونه به من کمک کنه؟!؟! یک سوال دارم که چند وقته ذهن منو بدجوری درگیر کرده...

یعنی بین شما کسی هست که  بدونه  خدا از جونه من چی می خواست که منوآورد تو این دنیای ***** ؟!؟!

/ 31 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايمن

به فرما برا خودت نوشابه باز کن ... نه کوچولو ... حساسيت مربوط به تو نيست ... من کلاْ از چاقی خوشم نمی آد ...

تراموا

خب همه می‌دونن دیگه! آدم وقتی تپل باشه....

آی اذيت کردن تو چه حالی می ده زيادم خودم رو بزرگ نمی بينم ... درهمون حد که شما ها رو بچه ببينم کافيه راستی شفاف سازی کاره خوبيه ... شايد به زودی انجام دادم ... فعلاْ که مد هم شده ...

ايمن

قبلی رو من نوشتم ... نری الکی با يکی ديگه دعوا کنی

نسیم

تيتر نوشته ات خيلی باحاله... چرا آپ نمی کنی؟

علی علی اکبری

اگر کوتاه است و بی سر و ته و بی ربط به موضوع ببخش....معاف کن...... خدا يه فرشته داشت به نام ابلیس که از بد ماجرا خيلی هم دوستش داشت..... و صد البته هنوز هم داره.... ابلیسش سلطان عشقه...چون حاضر نشد به کس دیگه ای غیر از معشوقش سجده کن..... وقتی آدم رو آفريد بهش گفت نبايد به سيب دست بزنی اما از اون طرف يه حس کنجکاوی رو تو آدم قرار داد که سيب رو بخوره ...بگذريم..... خدای من از آوردن من به اين دنيا دليل جالبی داشته.....ميخواسته آبديده بشم و پخته...... يواش يواش .... خدای تو چی.....هنوز نفهميدی.....؟؟؟؟

تماشا

فقط برای اينکه به ياد بياريم که عاشقيم... برای اينکه برگرديم به خونه اصلی مون... نه تو خواب ... با آگاهی... فقط عشق حقيقت دارد دوست من...

تماشا

می دونی... خيلی خوبه که اين سوال تو ذهنته... اين آغاز حرکته... اينکه چرا اينجام؟؟؟... اگه با تک تک سلول های وجودت بپرسی جوابش می ياد... موفق باشی عزيزم

سمفونی تنهايی

هيچچی... اصلا تو چيکار به انگيزه اون داری حالا اومدی يا نه؟ خلقت کرده يا نه؟ محکوم به زندگی هستی يا نه؟ محکوم به مرگم که الحمد لا... بعععلهههه پس بشين و وظيفه ت رو به جا بيار... وظيفه ی لذت بردن از زندگی ejoy you.r life