...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

وقتی تلفنی باهام حرف میزنه تمام مدت سعی می کنم  قیافش رو تو ذهنم مجسم کنم. وقتی هم که  رو به روش هستم و باهاش حرف می زنم  سعی می کنم قیافش رو به خاطر بسپارم . حداقل  این جوری  وقتی نیست  می تونم قیافش رو تو ذهنم تجسم کنم و باهاش ساعت ها حرف بزنم ...

نوشته شده در یکشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٦ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin