...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

الان یک جمله تو اخبار شنیدم که به نظرم خیلی قشنگ اومد. البته به کسی که این حرف رو زده کاری ندارم. جملش قشنگ بود. می گه : " آدم می تونه عوض شه ، اما نباید عوضی بشه... "

خیلی حرف ِ  ها! تو این مدت هر کی رو که دیدم ، بیشتر عوضی شده  تا عوض.

چند تا حرف مونده تو دلم می خوام بگم ... شاید به هم ربطی هم نداشته باشند . اما با تقریب خوبی هر کدومش به یکی بر می گرده.

 

*  خیلی خوشحالم که بعد این همه مدت پیدات کردم.این رو جدا دارم می گم.اگه بشه  شب بهت زنگ میزنم .

* بعضی حرف ها رو نباید داد زد. ولی اگر داد می زنی( نصیحت می کنی!) ، منتظر فریاد بلندتر از خودت هم باش.

*  نخواه سر از کار مردم در بیاری. مردم بعضی اوقات می خوان برای خودشون مرموز باقی بمونن.

* انقدر خودت رو نباز. وقتی تلاش می کنی ، اگر هم بهش نرسی ، حداقل بهش تا حدی  نزدیک شدی.

*  ای کاش زودتر از اینها کشفت می کردم. وقتی اینجا بودی. نه حالا که . اما هنوز هم دیر نشده. مگه نه؟!

*  باید روی حرف هاتون فکر کنم. یکی دو روز فکر کردن کافی نیست.

* نمی دونم چرا بهت اطمینان کردم. واقعا نمی دونم. امیدوارم کار اشتباهی نکرده باشم.

* تولدت مبارک! ایشا... 100 سال دیگه باز هم  تولد بگیری...

* این ها همشون دیوونه اند. ولشون کن. چیزی که زیاد ِ آدمه. ولی باز هم به خودت بستگی داره.

* ببین خسته شدم انقدر تیکه انداختم بهت! ( تو نه یکی دیگه!!!! ) می شه تمومش کنیم؟!

*   .                        (این بهترین جواب برای تو ِ .)

* من هیچ وقت حرفی برای گفتن نداشتم و ندارم و امیدوارم که بعدا هم نخواهم داشت.

* ای کاش همه مثل تو فکر می کردند. ساده و پاک...

* بودن و نبودن تو هیچ فرقی به حال من نداره. حالا هی سعی کن دیده بشی.

 

این روز ها نمی دونم کارهایی که کردم درست بودند یا نه. امیدوارم که اینطور باشه. البته فرقی نمی کرد.

تو چند وقته که  آغاز به مردن کردی...

 

نوشته شده در شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin