...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

می دونی چیه!؟!؟ چند روزیه که اصلا زندگی کردن بهم حال نمی ده!!! این رو واقعا دارم می گم. شاکی نیستم اما دلم هم نمی خواد عمرم به این مسخرگی بگذره! چیه ٬ همش از صبح تا شب یا دارم ریاضی و فیزیک و اصول کامپیوتر  می خونم یا اینکه  آنلاینم و دارم وبلاگ آدم های مختلف(چه کسانی که می شناسم و چه کسانی که نمی شناسم!!!) رو می بینم. واقعا تا حالا زندگی به این مسخره گی دیده بودین!؟!؟

دوست دارم برای یک مدت تقریبا طولانی ٬ نمی دونم چقدر اما باید طولانی باشه!!! (آخه پروسش طولانیه!) برم تو لاک خودم!مثل لاک پشت!! فقط برای خودم باشم. آدم های روبه روم رو نبینم.. یک بار هم که شده تو زندگیم کسی به جز خودم وجود نداشته باشه...

 مگه اتفاقی می افته!؟!؟ باور کنید هر چی می گذره احساس می کنم حتی اگر بمیرم هم یک نفر نیست که غصه بخوره!!! هیچ کدوم از  آدم هایی که می شناسم ٬ تو رو به خاطر اینکه تویی نمی خوان!!! همشون حتی از کوچکترین کاری که ممکنه به تو مربوط بشه مثلا به مسخره گی سلام کردن به تو هم هدف دارن!!!‌ و وقتی هم تو فکر می کنی  که با  بقیه این طور رفتار نمی کنی ٬ همه بهت می خندن و دستت میندازن!!!

واقعا دارم این رو می گم.. اما یکبار هم که شده ٬ فقط برای اینکه امتحان کنید ٬ ببینید اگر من بمیرم تفاوتی تو زندگی شما پیش میاد!؟!؟ اصلا من مگه تو زندگی هر کدوم از شما ها چقدر تاثیر دارم که بخواین نبود من رو حس کنین!؟!؟ والا بدون شوخی می گم! هیچی! خودم هم این موضوع رو می دونم!!!‌ تنها اتفاقی که ممکنه بیافته اینه که سر کلاس دیگه  کسی نباشه که همش سوال های چرت و پرت از استاد بپرسه یا اینکه ممکنه  از بازدید کنندگان وبلاگتون در روز ۱۵ نفر کم بشه!!! همین! و باز هم به همین مسخره گی!

من نه آدم فیلسوفی هستم که بخواد حرف های قشنگ و ... از دهنم بیرون بیاد٬ و نه معلومات عمومی چندانی دارم که بخوام همش به رخ همه بکشمش ٬ و نه دلم می خواد این تیپ آدمی باشم!!! این تیپ آدم زیاده! تا دلت بخواد تو دانشگاه ریختن! به قول یکی ٬ همه ی آدم ها یک کتاب فلسفه که هیچ کس چیزی ازش نمی فهمه رو می خونن و بعد میان ادعا می کنن که ما همش رو فهمیدیم!!! و بعد چند تا اسم و جمله ی پیچیده  که از قبل حفظش کردن رو میان به خوردت می دن که بهت بگن ٬ ما فهمیدیم!!!بایدحتما  تا حالا از این جور آدم ها  دیده باشید!!

... خیلی از چیزی که می خواستم  بگم دور شدم! ولی خلاصه اینکه من هم یک آدمم مثل همه ی شما! هیچ چیز هم از بقیه بیشتر ندارم!!! بودن و نبودن من هم برای هیچ کدوم شما فرقی نمی کنه!!!

پ.ن:*این رو هم بگم که من به نظر خودم اصلا دیوونه نیستم!!! این ها همش حرف هایی ه که تو دلم مونده و می خوام ببینم تا حالا کسی خلق شده که احساساتی مثل این داشته باشه یا نه!؟!!؟*

نوشته شده در شنبه ٢ دی ۱۳۸٥ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin