...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

این متن رو یکی از دوستان(سارا.ق) بهم داد . به نظر من هم خیلی باحاله... وقتی می خونیش همه ی آدم هایی که می شناسی میان جولوی چشمت!!! حالا بخونینش می فهمین چی می گم!!!

آدم ها مثل کتاب ها هستند

بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند.بعضی جلد ضخیم و بعضی  جلد نازک.

بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی.

بعضی از آدم ها ترجمه شده اند.

بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها  فتوکپی آدم های دیگرند.

بعضی از آدم ها  با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی از آدم ها صفحات رنگی دارند.

بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند :

حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

 

بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند.بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی از آدم ها نمایش نامه اند و در چند پرده نوشته می شوند.

بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند.

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند.

از روی بعضی از آدم ها  باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها باید جریمه نوشت.

بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت.

 

 

 

 

در ضمن  بگم که این متن رو فقط به این خاطر گذاشتم که این بحث های مسخره  تموم شه!!!این روزها  اصلا حوصله ی درست کردن اعصاب خوردی برای خودم و بقیه ندارم!!!

شما خودتون رو تو کدوم دسته می بینید؟!؟! من رو چی؟!!؟

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٥ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin