...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

من هیچ وقت نمی تونم بزرگ بشم... خودم هم این رو می دونم... می دونی چرا؟! چون حتی  بچه گونه فکر میکنم... بعضی اوقات یادم می ره که ۱۸ سالمه! همیشه همون احساسسی رو دارم که وقتی ۵ سالم بود ٬ داشتم...

 نمی دونم شما هم این جوری هستید یا نه... اما اصلا احساس بزرگ شدن رو نکردم... یعنی شاید اگر الان برم جلوی آینه و خودم رو یک بچه ی ۵ ساله ببینم ٬ اصلا تعجب نکنم...

من هنوز همون آدمم ٬ احساساتم همونه٬ اگر در بچگی از چیزی بدم میومده الان هم بدم میاد و  اگر از چیزی خوشم میومده الان هم خوشم میاد!!! این خیلی مسخره است! مگه نه؟؟!

مثلا من هنوز ممکنه یا دیدن آتیش بازی ذوق کنم! یا شاید وقتی نقاشی کشیدم ( البته نقاشی که نه ٬نگارگری می کنم) به مامانم نشونش بدم... شاید ماجرا های دانشگاه رو برای مامان و بابام بگم... شاید هنوز وقتی دلم می گیره و ناراحت می شم گریه کنم... شاید لجبازی کنم... شاید هنوز وقتی کسی  داره موهایم رو نوازش  می کنه احساس آرامش بکنم... شاید خیلی رفتار های بچه گونه ای ازم سر بزنه... مثل رفتار هایی که تو این چند روز داشتم.

من هنوز همون بچه ی ۵ ساله ام که به خاطر یک مسئله ی کوچک انقدر شاد می شم و بلند می خندم که بقیه ممکنه فکر کنند  نکنه دنیا رو به من داده باشند...

من هنوز همون بچه ی ۵ ساله ام که با تزئین کردن درخت کریسمس (هر چند کوچک) انقدر ذوق می کنم که انگار ...

مامانم این ها  هم از اون جایی که می دونند من هنوز یک بچه ی ۵ ساله ام برام سوغاتی یک درخت کریسمس  کوچک گرفتند... امروز صبح ٬ تزئئینش کردم...  حتی ازش کلی عکس هم گرفتم!

 

باور کنید که سنی که تو شناسنامه نوشتند اصلا مهم نیست ! من هنوز همون بچه ی ۵ ساله ام!!!!

 

 

عکس رو تو ۳۶۰ ام   گذاشتمش...

این هم آدرسش :  

 

 http://blog.360.yahoo.com/blog/slideshow.html?p=40&id=eIljNJgic6fSYp5FPq5Po8M1i.Mks6b9Ow--

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin