...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

بله. این حرف ها واسه شما خاطره است. مگر نه که برای ما آرزو ِ !

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

اگه فقط من می تونستم توی رابطه ام با آدم ها تعادل رو حفظ کنم. یعنی اگه فقط من می تونستم ....

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

خب چرا تظاهر به خوشحال شدن می کنید وقتی آدم رو می بینید در حالیکه مشخصه که از لبخندتون داره نفرت می باره؟

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

گور بابای احساسات وقتی هیچ کس نیست که حتی دوستت داشته باشه.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

چه کنم گر نکنم؟

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

همیشه پای مردی در میان بود.

نوشته شده در شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

بهم می گه برو بچگی کن. می گه اصلا آدم ها تا بچگی نکردن نباید بزرگ شن. می گه من یهو زود بزرگ شدم. نگاش می کنم و می زنم دنده عقب.

نوشته شده در جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

تا دلتون می خواد مسخره کنین. من خودم هستم و از خودم بودن لذت می برم.

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin