...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

کاملا می دونم الان باید بنویسم و کاملا هم میبینم که نوشتنم نمی آد !

نوشته شده در دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

من از اولش هم می دونستم. من تو عمرم یا هیچ کاری نمی کنم یا اگه کاری بکنم از اوناست که می ترکونم دنیا رو. خب فعلا که قسمت اولش درست تره !

نوشته شده در جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

آدم ها را نباید زجر داد . آدم ها ناراحت می شوند. آدم ها غصه می خورند. آدم ها روحیات لطیفی دارند ....

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

واقعا فرقی نداره لاغر باشم یا چاق. تصویر دختری که من توی ذهنم از خودم دارم همیشه یه کم اضافه وزن رو داره ...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

جای شکرش باقیه که حداقل خاطره های خوب زندگیمون ولمون نمی کنن برن !

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

جدید شدم. می گم. می خندم. کارایی که قبلا نمی کردم رو می کنم. حرف هایی که قبلا نمی زدم رو می زنم. همیشه واسه به دست آوردن چیز هایی که ندارم باید کارهایی بکنم که قبلا نمی کردم. این یک اصله.

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

حال گیری یعنی هشت صبح پاشی بری به گیاه هایی که کاشتی سر بزنی، بعد ببینی بارون و طوفان دیشب همه رو نابود که کرده هیچ ، همشون از ریشه در اومدن افتادن وسط بالکن. خلاصه که گلدون ها عین سطل های ماست پر از آب شده بود.

نوشته شده در شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

یادته بهت گفتم فرض کن آخرین باره ؟ تو بهم گفتی که دوست نداری حتی بهش فکر کنی. یه خورده اشک هم تو چشمات جمع شد همون موقع.

راستش هیچ وقت خودمم فکر نمی کردم جداً اون آخرین بار باشه.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

...There's always cracks

 , a crack of sunlight

 ,a crack in the mirror

...on your lips

 

نوشته شده در شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

نبود یکسری آدم ها انقدر اذیت نمی کنه که رفتنشون.

نوشته شده در جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin