...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

تو هم هنوز کابوس من رو می بینی؟

نوشته شده در شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |

اینجا نه آدم خوبی هستم ، نه از موسیقی و ساز چیزی حالیم میشه ، نه کامپیوتر بلدم ، نه می تونم تو درسا به کسی کمک کنم ، نه گرگ جامعه هستم ، نه گوش خوبی واسه شنیدنم ، نه حرفی دارم بزنم با کسی و نه حتی دوست کسی به حساب می آم...

اومدم جایی که هیچی نیستم واسه هیچکس. حتی خودم!

نوشته شده در شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |


یه دختر با یه کلاه قرمز . موهایی که بلندند و از دو طرف کلاه ریختن بیرون . دستایی که تا ته تو جیب های پالتو فرو رفته. دماغ قرمز شده و بخار نفس های توی هوا ...

همش تقصیر همین نداشتن کلاه ـ که تنهام دیگه .

نوشته شده در یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin