...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

همه چیز خوب بود. اما من رفتم.

نوشته شده در سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

امروز گلی که برایش خریده بودم رو دیدم... تو آشغالی داشت جون می داد.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

من اگه حال و روزم تعریفی داشت که الان اینجا نبودم !!!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin