...خیال

! مي خواستم بی خیال زندگی کنم،خیالت نگذاشت

یکسری آدم ها که کلا لیاقت ندارن... اون ها هیچی.

بحث من سر اون یکسری ِ که حس می کنی لیاقت دارن... لیاقت دارن بهشون فکر کنی. باهاشون حرف بزنی. خوابشون رو ببینی . بهشون زنگ بزنی. دوستشون داشته باشی. یک فولدر به اسمشون توی کامپیوترت داشته باشی. عکسشون رو تو موبایلت سِیو کنی. واسشون لابه لای حرف هات دونقطه ایکس و دونقطه ستاره بزنی...

 

پ.ن:  چرا هی اصرار دارین به آدم ثابت کنین که همتون جزو دسته ی اولین؟

 

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |

Clementine: Joely?
Joel: Yeah Tangerine?
Clementine: Am I ugly?
Joel: Uh-uh.
Clementine: When I was a kid, I thought I was. I can't believe I'm crying already. Sometimes I think people don't understand how lonely it is to be a kid, like you don't matter. So, I'm eight, and I have these toys, these dolls. My favorite is this ugly girl doll who I call Clementine, and I keep yelling at her, "You can't be ugly! Be pretty!" It's weird, like if I can transform her, I would magically change, too.
Joel:  You're pretty.
Clementine: Joely, don't ever leave me.
Joel: You're pretty... you're pretty... pretty

بدجوری دلم می خواد دوباره این فیلم رو ببینم....

نوشته شده در جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات () |


Design By : Night Skin